محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

380

مخزن الأدوية ( ط . ج )

افعال و خواص آن : جهت علل بلغمى و سوداوى نافع و چون پنجاه درم آن را تا صد درم با دو چندان آرد گندم نانها ترتيب داده تناول نمايند در تسمين بدن بيعديل و فرزجه آن در اعانت بر حمل مجرب و مخرج جنين است . فصل الدال المهمله مع الباء الموحده دبّاء به ضم دال و تشديد باى موحده مفتوحه و الف ممدوده و خفاى همزه نوعى از قرع است كه به فارسى كدوى رومى نامند . دبّ به ضم دال مهمله و سكون باى مشدده به فارسى خرس و به تركى ايو و به هندى ريچهه و بهال نيز نامند و ماده آن را به عربى قاره گويند . ماهيت آن : حيوانى است معروف محيل‌تر و شديد القوت‌تر از حيوانات امثال خود و كثير الخوف از انسان و ذكى و قابل تعليم و محاكى انسان و به دو پا ايستاده نيز راه مىرود و عصا به دست مىگيرد و راه مىرود بدان و به دست مىزند و سنگ مىاندازد و خون آن كثير اللزوجت است و گويند صورت بچه آن حين الولادت بدان سبب معلوم نمىگردد و چون مكرر آن را بليسد لزوجت آن كم گردد صورت آن ظاهر مىشود . طبيعت آن : گرم و كثير الرطوبت و گوشت آن لزج و پير مسن آن يابس المزاج . افعال و خواص آن : زهره آن مفتح قوى آشاميدن يك دانگ آن با عسل جهت صرع و با سكنجبين و با عسل و فلفل جهت درد جگر بارد و استسقاى لحمى و زقى و نيم مثقال آن جهت قولنج دواب بغايت نافع و اكتحال آن با عسل و آب رازيانه جهت قوّت بصر و رفع بياض و رويانيدن مژه و طلاى آن به شرط مداومت تا پنج مرتبه با عسل و فلفل جهت قروح آكله و حزاز و رويانيدن موى مجرب و پنيرمايه آن جهت فربه كردن بدن مؤثر و آشاميدن آن به قدر يك مثقال جهت صرع بلغمى و اكتحال آن بعد از كندن شعر منقلب مانع روييدن آن و طلاى آن بر بدن مانع روييدن موى بر آن و بر دمل باعث سرعت نضج آن و پيه آن در سيّم گرم و خشك و ضماد آن جهت درد مفاصل مزمن و نرم كردن اعصاب و اعضاى متحجره و بيرون رفتن و شكستن استخوان و كوفتگى اعضاى و بر سينه جهت سرفه بارد و بر برص و داء الثعلب و طلاى آن بر بدن اطفال حين الولادت جهت عدم ضرر از مضرتهاى خارجى مؤثر و چون جوف انار را به تمامى خالى كرده با هم وزن آن روغن زيتون در آن گذازند و به آتش گرم كنند جهت رويانيدن موى ابرو و داء الثعلب و بواسير و نواصير و سعفه نافع و پوست آن بسيار خشك و نشستن بر آن جهت فالج و نقرس و مرطوبين و صاحب قشعريره و چون خصيه آن را شكافته مازو و سماقى بر آن پاشيده خشك كنند و ساييده بخورند جهت رفع اسهال بغايت نافع و ضماد سرگين آن محلل خناق و اورام و خوردن آن جهت رفع مغص و بخور موى آن جهت گريزانيدن هوام مؤثر و تعليق چشم راست آن باعث گريختن وحوش و تعليق هر دو چشم آن در لته بسته بر گردن صاحب تب ربع رافع آنست . دبس به كسر دال و سكون باى يك نقطه و سين مهمله به فارسى دوشاب نامند و شامل دوشاب انگورى و خرمايى و توت سفيد و امثال اينها است و از مطلق آن مراد انگورى و خرمايى است . ماهيت : انگورى آن آنست كه آب انگور شيرين رسيده را گرفته صاف نموده طبخ نمايند تا سه ربع آن برود پس بر آن خاك خاصى كه خاك دوشاب نامند و گويند كه خاك رست است مىزنند و مىگذارند تا دردى آن ته نشين و شيرين گردد و تا خاك بر آن نزنند خوب شيرين نمىگردد بلكه اندك طعم ترشى دارد و اندك ناصاف است و خاك نازده آن موسوم به رب عنب و ميپختج است و در قرابادين در عنب نسخ آن به تفصيل ذكر يافت و خرمايى آن انواع از مطبوخ و غير مطبوخ و غير مطبوخ آنست كه خرماهاى رسيده را گرفته در آب‌ها جوش مىدهند تا حلاوت و شيره آن در آب آيد پس صاف نموده طبخ مىنمايند تا غليظ و انگشت‌پيچ گردد و سيلان آنست كه خرماهاى بسيار رسيده را بالاى هم جمع مىنمايند در جلها كرده و آنچه شيره از ثفل آنها بر هم نشسته تراوش كند و برآيد گرفته اندك طبخ مىنمايند تا غليظ و قريب به انجماد گردد و يا آنكه در ظرف سر گشادى كرده بر بالاى آن پارچه تنكى انداخته بر آفتاب مىگذارند تا غليظ و قريب به انعقاد رسد و اين بهتر و لطيف‌تر از مطبوخ آنست و از توت آنست كه آب توت سفيد شاداب را گرفته با آتش ملايم طبخ مىدهند تا غليظ گردد و بدين دستور دوشاب هر چيز را كه خواهند اخذ مىنمايند . طبيعت آن : دوشاب انگورى در دويّم گرم و در آخر اول تر . افعال و خواص آن : مولد خون صالح و مسمن بدن و مفتح سدد و با سداب جهت صرع و با افتيمون جهت وحشت و جنون و با مغز قرطم جهت رفع شرى در همان روز و با انجير و حلبه جهت سعال مزمن و درد سينه و با اندك زعفران جهت رفع هم و غم و غضب شديد و با شير تازه دوشيده و اندك بادام جهت خفقان و هزال مفرط و ضعف احشا عجيب الاثر و با اندك سركه جهت يرقان و سپرز و با ماء الشعير جهت تفتيت حصات و ادرار بول و